الفبای مدیریت کلاس درس
ما نمي توانيم درباره مديريت كلاس درس برخوردي كه با يك كالا داريم داشته باشيم.كسانيكه در حال تحصيل در اين رشته اند با توجه به شرايط نظريه اي كه عملي تر به نظر مي رسد برگزينند.يك نظريه را فقط به خاطر اينكه قديمي است رها نكنيد مگر اينكه مطمئن باشيد انتخاب بهتري براي جايگزيني با نظريه قبلي داريد.آنچه ما در تعليم و تربيت انجام مي دهيم،نمايش تفاوتهاست.اگر چه مي توانيم بكوشيم تا به نظراتي دست يابيم كه در مورد همه كودكان باشد و در هر زمان و موقعيتي صدق كند.اما كوشش ما به جائي نخواهد رسيد.چرا كه اين امر غير ممكن است.در عوض مي كوشيم از نظراتي استفاده كنيم كه در مورد بيشتر كودكان اكثر مواقع و در بيشتر شرايط و موقعيتها صدق كند.هدف ما اين است كه اين تفاوتهاي نظري را در عمل مشخص تر كنيم.واقعيت اين است كه در مورد مشكلات مديريت كلاس،راه حلي جهان شمول وجود ندارد.و تعداد قانونهاي ما در اين باره بسيار اندك است و پذيرفتن اين واقعيت نيز در واقع پذيرفتن نوعي زيستن است كه معلمان دارند.نظريه ها و تكنيك در مورد همه دانش آموزان كارآيي ندارند بلكه پذيرفتن واقعيت ياد شده در مورد مديريت كلاس است.به هر حال نظرات و راهبردهايي وجود دارند كه بهتر از انواع ديگر عمل مي كند.حال اگر بخواهيم پيرامون اين نظرات بحث كنيم،بايد موارد استثنائي را هم بپذيريم. آنچه در اينحالت رخ مي دهد اين است كه قوانين ما در مورد اكثر دانش آموزان موفق عمل مي كند.چه كمكي مي توانيم به كودك بكنيم.دانش آموزي را كه نمي توانيم كمك كنيم در جستجوي كمك برآئيم.اين نشانه ضعف نيست بلكه كاري تخصصي است.بايد آموزش اثر بخش ارائه كرد.
اگر آموزش اثربخشي در كار نباشد هيچ يك از مهارتهاي مديريت كلاس به جائي نخواهد رسيد.عاملي كه باعث مي شود تا دانش اموزان به موضوع آموزش چنان علاقه مند شوند كه مشكلي در مورد انضباط به بار نياورند البته به اين باور نيستيم كه آموزش مناسب واقعاً از بروز همه مشكلات مربوط به مديريت كلاس درس پيش گيري خواهد كرد؛حتي معلمان ا تجربه و با كارآيي بالاتر نيز بايد راهبردهاي مناسب مديريت كلاس را بدانند تا در جريان يادگيري وقفه و خللي ايجاد نگردد.آيا آموزش اثر بخش همه آن چيزي است كه ما لازم داريم؟نه ،شما بعنوان يك معلم بايد درك كنيد كه هر كودك زندگي فردي خاص خودش را دارد كه دامنه آن از حوزه نفوذ شما خارج است.
دوره هاي آموزشي مديريت كلاس درس
تعداد برنامه هاي آموزشي لازم براي معلمان بسيار اندك است.دستورالعمل هاي آموزشي و رهنمودهايي كه در مورد نحوه مديريت كلاس مؤثر باشد از اين نيز كمتر است .بسياري از معلمان آموزش اندكي درباره شيوه هاي ايجاد انضباط طي دوران تحصيل خود ديده اند و يا اصولاً چنين چيزي نياموخته اند.و اين بسيار شگفت آور است.وقتي كه مشكلات مربوط به انضباط تا اين حد فراوان است و عملاً به صورت بزرگترين معضل مدارس عمومي درآمده است.درباره چگونگي مديريت كلاس مطالب بسيار كمي نوشته شده است.اين وضعيت سر و سامان نخواهد يافت مگر اينكه دوره هاي آموزشي پر بار تدارك ديده شود(و سنت معلم سازي كنار رود)يعني (ارائه گواهينامه اي براي احراز شغل معلمي بدون كسب آمادگي هاي حرفه اي لازم براي آن)
معلمان در كجا مي توانند شايستگي حرفه اي خود را دربارة مديريت كلاس درس بالا ببرند؟
ريچارد سن(1985)به بررسي نظرات معلمان در مورد كلاس درس پرداخت.تحقيقات او نشان داد كه معلمان رفتار خود را در كلاس ناشي از تجارب آمده در طول سالها آموزش و پرورش دانش آموزان مي دانند.متأسفانه اينطور به نظر مي رسد كه هر چه ما در لحظه اي خاص ياد مي گيريم آن را واقعي تلقي مي كنيم.بايد بپذيريم دوره هاي آموزشي كه در دانشگاهها برگزار مي شود ،در زمينه بالا بردن شايستگي هاي حرفه اي معلم بعنوان اداره كنندة كلاس،بازدهي بسيار پاييني دارد.بخش عمده هر تخصص عبارت از اين است كه فرد به طور منظم دانش خود را ارزيابي مي كند.براي معلمان به عنوان گروهي از متخصصان اين بحث وجود دارد كه به علت نوع زندگي خاصي كه دارند،دائم در پي كسب دانش و مهارتهاي بيشتري باشند تا از اين طريق دانش پايه خود را ارزيابي كنند و بايد پيوسته مجهز به اطلاعات جديدي گردند.براي مثال اشتباه پزشك به خاطر فراموشكاري و سهل انگاري كه عملكرد همراه با خطاي فاجعه آميز سبب مي شود افكار عمومي كوركورانه به تخصص پزشك اعتماد نكند.به همين دليل معلمان نيز نبايد فكر كنند كه از بي اعتمادي عمومي مصون خواهند ماند.ما نبايد منتظر باشيم تا بعنوان معلم مجبور به پس دادن تاوان اشتباه خود شويم و به ايجاد بي اعتمادي و بدبيني دامن بزنيم.پس بايد به طور منظم از معلومات موجود در دسترسمان استفاده كنيم.
بسياري از معلمان و حتي بخش اعظم افكار عمومي معتقدند كه آنچه معلمان در حوزه تخصصي خود انجام مي دهند چيزي بيش از آنچه كه يك عقل سليم حكم مي كند نيست.به سادگي مي توان گفت كه اينطور نيست.براي مثال عقل سليم حكم مي كند كه اگر دانش آموزش مكرراً از سر جاي خود بلند شد،معلم هر بار به او يادآوري كند كه بايد سر جاي خود بنشيند.اكنون راه حلي ديگر را در نظر بگيريد.يك واكنش مؤثرتر.معلم به رفتار ناآگاهانه چنين كودكي مي تواند تشويق كودكان ديگري باشد كه بر سر جاي خود نشسته اند و هنگاميبكه اين كار انجام شد واكنش بعدي مي تواند تشويق همان كودك باشد هنگامي كه بر سر جاي خود مي نشيند.به نظر شما كدام بهتر است؟
تنها واكنش هاي ياد شده است كه نشان دهندة معلومات بالاي معلم و همان ارزش يابي مجددي است كه قبلاً به آن اشاره شد.عقل سليم به ما مي گويد كرة زمين مسطح است.انسان نمي تواند پرواز كند.زنان فقط براي بچه داري آفريده شده اند.تصور مي كنم منظور من را دريافته باشيد.آيا عقل سليم جايي در تعليم و تربيت دارد.البته اينطور است.براي معلمان با تجربه نيز اتفاق افتاده كه گرفتار عقل سليم شوند و آن را اجرا كنند.در واقع ميتوان عقل سليم را (طبيعت دوم)نام نهاد.معلمان مذكور ممكن است شيوه اي را كه مدتها در پيش گيرند كه فلسفه وجدي آن را از ياد برده اند.متأسفانه معلمان با تجربه و بي تجربه اي وجود دارند كه بنا بر عادت از يك شيوه استفاده مي كنند و اين در واقع همان طبيعت دوم است.حال آنكه هيچيك از پژوهشهاي انجام شده از اين شيوه ها حمايت نمي كنند.
پيشنهادهايي درباره مديريت كلاس درس
مشكلات آموزشي به گونه اي غير منتظره به وجود نمي آيند بلكه عواملي باعث ايجاد آنها مي شوند.خانه و محيطهاي خارج از مدرسه تأثير عمده اي روي كودكان و در نتيجه آمادگي آنها براي امتناع از ورود به مدرسه اعمال مي كنند.ما بعنوان معلم در مورد اين عوامل كار زيادي نمي توانيم انجام دهيم.ما مي توانيم آن سلسله عوامل درون مدرسه را كه سبب تمايل كودك به يادگيري مي شود مورد بحث قرار دهيم.پيشنهادهاي زير در صورتيكه به طور منظم با قاعده و آگاهانه به كار گرفته شوند،مديريت كلاس درس را بهبود خواهند بخشيد.در مورد واقعي كلاس درس نمي توان يكي از اين دو بود. ايجاد نظم و هماهنگي شرط لازم تدريس موفق است.ادارة كلاس كارآمد و مؤثر يگانه راهي است كه به آموزش و يادگيري كارساز و مؤثر ختم مي شود.
پيشنهادهايي براي توجه داشتن به دانش آموزان
- توجه به دانش آموزان و نشان دادن اين توجه.
- تأديب انفرادي و يا شخصي.
- تحكيم احترام با دست دادن.
- به سخنان دانش آموزان گوش دادن.
- خانم يا آقا گفتن به دانش آموزان(با احترام صدا زدن آنها).
- نام دانش آموزان را به خاطر سپردن.
- از دانش آموزان تشكر كردن.
پيشنهادهايي براي جلوگيري از مشكلات انضباطي
از مدرسه محيطي خوب ساختن
به رفتارهاي طبيعي جنبه قانوني دادن
امور متداخل را سازمان دادن
آمادگي زياد و فوق العاده داشتن
توجه به قوانين و رويه هاي رفتاري
پيشنهادهايي براي تغيير و تعديل رفتار
در نظر گرفتن رفتارهاي خوب و مطلوب دانش آموزان
توجه به پيامدهاي منطقي طبيعي و تدبيري رفتارها
اساس و زمينه رفتارهاي نامطلوب را از بين بردن
محيط كلاس را به نحو مطلوبي سازمان دهي كردن
در صورت امكان برخي از رفتارهاي ناشايست را ناديده گرفتن
توجه به قانون مادربزرگ
چه كسي طرفدار و موافق تنبيه است؟
به دنبال جانشين هاي بهتري براي تنبيه بودن
پيشنهادهايي براي روش هاي گوناگون واكنش در برابر مشكلات دانش آموزان
پيام هايي عاري از سرزنش به كار بردن
نپرسيد چرا
به دانش آموزان در يافتن راه حل مشكلاتشان كمك كردن
پيشنهادهايي براي نشان دادن نگرش حرفه اي
آرام،خونسرد و حرفه اي برخورد كردن
از تجارب همكاران بهره گرفتن
كينه توزي نكردن
سر حال و خوشرو بودن
همه چيز را به خود منحصر نكردن
سمبلي از رفتار مطلوب بودن،رياكار و متظاهر نبودن
پيشنهادهايي براي نشان دادن نگرش حرفه اي
- آرام ، خونسرد و حرفه اي برخورد كردن
- از تجارب همكاران بهره گرفتن
- كينه توزي نكردن
- سرحال و خوشرو بودن
- همه چيز را به خود منحصر كردن
- سمبلي از رفتار مطلوب بودن ، رياكار و متظاهر نبودن
پيشنهادهايي براي فنون ويژه مربوط به كلاس درس
- به جاي واكنش نشان دادن عمل كردن
- مسئوليتها را واگذار كردن
- عقب ايستادن و به ديگران فرصت دادن
- ترغيب و تشويق عمل انجام شده به جاي ستايش و تمجيد از فرد انجام دهنده
- ارتباط چشمي را دست كم نگرفتن
- وقت شناس بودن
- نتايج تكاليف و امتحانات ر ا زود اعلام كردن
- پيش از شروع درس حواس دانش آموزان را متمركز كردن
- توجه به گروهي كار كردن و ايجاد حس در گروه بودن
- قابل رويت (و گاهي غير قابل رويت بودن)
- فرصت تفكر به دانش آموز دادن
- استفاده از واژه ما به جاي تو
پيشنهادهايي براي حفظ نظم در نقش يك معلم
- به جاي دوست بودن با دانش آموزان دوستانه رفتار كردن
- عادلانه برخورد كردن
- از قدرت خود سوء استفاده نكردن
- در مواقع لازم هشدار دادن
پيشنهادهايي براي رفع به موقع
- دانش آموزان مشكل آفرين كلاس را با يكي از همكاران خود جابجا كردن
- برنامه ريزي براي موقعيتهاي اضطراري و غير مترقبه
پيشنهادهايي براي شناخت دانش آموزان
- توجه به تفاوتهاي فردي و ويژگي خاص دانش آموزان
- متعجب و غافلگير كردن دانش آموزان
- در نظر گرفتن تجارب فني و حرفه اي دانش آموزان
اگر آموزش اثربخشي در كار نباشد هيچ يك از مهارتهاي مديريت كلاس به جائي نخواهد رسيد.عاملي كه باعث مي شود تا دانش اموزان به موضوع آموزش چنان علاقه مند شوند كه مشكلي در مورد انضباط به بار نياورند البته به اين باور نيستيم كه آموزش مناسب واقعاً از بروز همه مشكلات مربوط به مديريت كلاس درس پيش گيري خواهد كرد؛حتي معلمان ا تجربه و با كارآيي بالاتر نيز بايد راهبردهاي مناسب مديريت كلاس را بدانند تا در جريان يادگيري وقفه و خللي ايجاد نگردد.آيا آموزش اثر بخش همه آن چيزي است كه ما لازم داريم؟نه ،شما بعنوان يك معلم بايد درك كنيد كه هر كودك زندگي فردي خاص خودش را دارد كه دامنه آن از حوزه نفوذ شما خارج است.
دوره هاي آموزشي مديريت كلاس درس
تعداد برنامه هاي آموزشي لازم براي معلمان بسيار اندك است.دستورالعمل هاي آموزشي و رهنمودهايي كه در مورد نحوه مديريت كلاس مؤثر باشد از اين نيز كمتر است .بسياري از معلمان آموزش اندكي درباره شيوه هاي ايجاد انضباط طي دوران تحصيل خود ديده اند و يا اصولاً چنين چيزي نياموخته اند.و اين بسيار شگفت آور است.وقتي كه مشكلات مربوط به انضباط تا اين حد فراوان است و عملاً به صورت بزرگترين معضل مدارس عمومي درآمده است.درباره چگونگي مديريت كلاس مطالب بسيار كمي نوشته شده است.اين وضعيت سر و سامان نخواهد يافت مگر اينكه دوره هاي آموزشي پر بار تدارك ديده شود(و سنت معلم سازي كنار رود)يعني (ارائه گواهينامه اي براي احراز شغل معلمي بدون كسب آمادگي هاي حرفه اي لازم براي آن)
معلمان در كجا مي توانند شايستگي حرفه اي خود را دربارة مديريت كلاس درس بالا ببرند؟
ريچارد سن(1985)به بررسي نظرات معلمان در مورد كلاس درس پرداخت.تحقيقات او نشان داد كه معلمان رفتار خود را در كلاس ناشي از تجارب آمده در طول سالها آموزش و پرورش دانش آموزان مي دانند.متأسفانه اينطور به نظر مي رسد كه هر چه ما در لحظه اي خاص ياد مي گيريم آن را واقعي تلقي مي كنيم.بايد بپذيريم دوره هاي آموزشي كه در دانشگاهها برگزار مي شود ،در زمينه بالا بردن شايستگي هاي حرفه اي معلم بعنوان اداره كنندة كلاس،بازدهي بسيار پاييني دارد.بخش عمده هر تخصص عبارت از اين است كه فرد به طور منظم دانش خود را ارزيابي مي كند.براي معلمان به عنوان گروهي از متخصصان اين بحث وجود دارد كه به علت نوع زندگي خاصي كه دارند،دائم در پي كسب دانش و مهارتهاي بيشتري باشند تا از اين طريق دانش پايه خود را ارزيابي كنند و بايد پيوسته مجهز به اطلاعات جديدي گردند.براي مثال اشتباه پزشك به خاطر فراموشكاري و سهل انگاري كه عملكرد همراه با خطاي فاجعه آميز سبب مي شود افكار عمومي كوركورانه به تخصص پزشك اعتماد نكند.به همين دليل معلمان نيز نبايد فكر كنند كه از بي اعتمادي عمومي مصون خواهند ماند.ما نبايد منتظر باشيم تا بعنوان معلم مجبور به پس دادن تاوان اشتباه خود شويم و به ايجاد بي اعتمادي و بدبيني دامن بزنيم.پس بايد به طور منظم از معلومات موجود در دسترسمان استفاده كنيم.
بسياري از معلمان و حتي بخش اعظم افكار عمومي معتقدند كه آنچه معلمان در حوزه تخصصي خود انجام مي دهند چيزي بيش از آنچه كه يك عقل سليم حكم مي كند نيست.به سادگي مي توان گفت كه اينطور نيست.براي مثال عقل سليم حكم مي كند كه اگر دانش آموزش مكرراً از سر جاي خود بلند شد،معلم هر بار به او يادآوري كند كه بايد سر جاي خود بنشيند.اكنون راه حلي ديگر را در نظر بگيريد.يك واكنش مؤثرتر.معلم به رفتار ناآگاهانه چنين كودكي مي تواند تشويق كودكان ديگري باشد كه بر سر جاي خود نشسته اند و هنگاميبكه اين كار انجام شد واكنش بعدي مي تواند تشويق همان كودك باشد هنگامي كه بر سر جاي خود مي نشيند.به نظر شما كدام بهتر است؟
تنها واكنش هاي ياد شده است كه نشان دهندة معلومات بالاي معلم و همان ارزش يابي مجددي است كه قبلاً به آن اشاره شد.عقل سليم به ما مي گويد كرة زمين مسطح است.انسان نمي تواند پرواز كند.زنان فقط براي بچه داري آفريده شده اند.تصور مي كنم منظور من را دريافته باشيد.آيا عقل سليم جايي در تعليم و تربيت دارد.البته اينطور است.براي معلمان با تجربه نيز اتفاق افتاده كه گرفتار عقل سليم شوند و آن را اجرا كنند.در واقع ميتوان عقل سليم را (طبيعت دوم)نام نهاد.معلمان مذكور ممكن است شيوه اي را كه مدتها در پيش گيرند كه فلسفه وجدي آن را از ياد برده اند.متأسفانه معلمان با تجربه و بي تجربه اي وجود دارند كه بنا بر عادت از يك شيوه استفاده مي كنند و اين در واقع همان طبيعت دوم است.حال آنكه هيچيك از پژوهشهاي انجام شده از اين شيوه ها حمايت نمي كنند.
پيشنهادهايي درباره مديريت كلاس درس
مشكلات آموزشي به گونه اي غير منتظره به وجود نمي آيند بلكه عواملي باعث ايجاد آنها مي شوند.خانه و محيطهاي خارج از مدرسه تأثير عمده اي روي كودكان و در نتيجه آمادگي آنها براي امتناع از ورود به مدرسه اعمال مي كنند.ما بعنوان معلم در مورد اين عوامل كار زيادي نمي توانيم انجام دهيم.ما مي توانيم آن سلسله عوامل درون مدرسه را كه سبب تمايل كودك به يادگيري مي شود مورد بحث قرار دهيم.پيشنهادهاي زير در صورتيكه به طور منظم با قاعده و آگاهانه به كار گرفته شوند،مديريت كلاس درس را بهبود خواهند بخشيد.در مورد واقعي كلاس درس نمي توان يكي از اين دو بود. ايجاد نظم و هماهنگي شرط لازم تدريس موفق است.ادارة كلاس كارآمد و مؤثر يگانه راهي است كه به آموزش و يادگيري كارساز و مؤثر ختم مي شود.
پيشنهادهايي براي توجه داشتن به دانش آموزان
- توجه به دانش آموزان و نشان دادن اين توجه.
- تأديب انفرادي و يا شخصي.
- تحكيم احترام با دست دادن.
- به سخنان دانش آموزان گوش دادن.
- خانم يا آقا گفتن به دانش آموزان(با احترام صدا زدن آنها).
- نام دانش آموزان را به خاطر سپردن.
- از دانش آموزان تشكر كردن.
پيشنهادهايي براي جلوگيري از مشكلات انضباطي
از مدرسه محيطي خوب ساختن
به رفتارهاي طبيعي جنبه قانوني دادن
امور متداخل را سازمان دادن
آمادگي زياد و فوق العاده داشتن
توجه به قوانين و رويه هاي رفتاري
پيشنهادهايي براي تغيير و تعديل رفتار
در نظر گرفتن رفتارهاي خوب و مطلوب دانش آموزان
توجه به پيامدهاي منطقي طبيعي و تدبيري رفتارها
اساس و زمينه رفتارهاي نامطلوب را از بين بردن
محيط كلاس را به نحو مطلوبي سازمان دهي كردن
در صورت امكان برخي از رفتارهاي ناشايست را ناديده گرفتن
توجه به قانون مادربزرگ
چه كسي طرفدار و موافق تنبيه است؟
به دنبال جانشين هاي بهتري براي تنبيه بودن
پيشنهادهايي براي روش هاي گوناگون واكنش در برابر مشكلات دانش آموزان
پيام هايي عاري از سرزنش به كار بردن
نپرسيد چرا
به دانش آموزان در يافتن راه حل مشكلاتشان كمك كردن
پيشنهادهايي براي نشان دادن نگرش حرفه اي
آرام،خونسرد و حرفه اي برخورد كردن
از تجارب همكاران بهره گرفتن
كينه توزي نكردن
سر حال و خوشرو بودن
همه چيز را به خود منحصر نكردن
سمبلي از رفتار مطلوب بودن،رياكار و متظاهر نبودن
پيشنهادهايي براي نشان دادن نگرش حرفه اي
- آرام ، خونسرد و حرفه اي برخورد كردن
- از تجارب همكاران بهره گرفتن
- كينه توزي نكردن
- سرحال و خوشرو بودن
- همه چيز را به خود منحصر كردن
- سمبلي از رفتار مطلوب بودن ، رياكار و متظاهر نبودن
پيشنهادهايي براي فنون ويژه مربوط به كلاس درس
- به جاي واكنش نشان دادن عمل كردن
- مسئوليتها را واگذار كردن
- عقب ايستادن و به ديگران فرصت دادن
- ترغيب و تشويق عمل انجام شده به جاي ستايش و تمجيد از فرد انجام دهنده
- ارتباط چشمي را دست كم نگرفتن
- وقت شناس بودن
- نتايج تكاليف و امتحانات ر ا زود اعلام كردن
- پيش از شروع درس حواس دانش آموزان را متمركز كردن
- توجه به گروهي كار كردن و ايجاد حس در گروه بودن
- قابل رويت (و گاهي غير قابل رويت بودن)
- فرصت تفكر به دانش آموز دادن
- استفاده از واژه ما به جاي تو
پيشنهادهايي براي حفظ نظم در نقش يك معلم
- به جاي دوست بودن با دانش آموزان دوستانه رفتار كردن
- عادلانه برخورد كردن
- از قدرت خود سوء استفاده نكردن
- در مواقع لازم هشدار دادن
پيشنهادهايي براي رفع به موقع
- دانش آموزان مشكل آفرين كلاس را با يكي از همكاران خود جابجا كردن
- برنامه ريزي براي موقعيتهاي اضطراري و غير مترقبه
پيشنهادهايي براي شناخت دانش آموزان
- توجه به تفاوتهاي فردي و ويژگي خاص دانش آموزان
- متعجب و غافلگير كردن دانش آموزان
- در نظر گرفتن تجارب فني و حرفه اي دانش آموزان
باتشکرازخانم نیک پور
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 23:18 توسط پرویزعبدالملکی
|
این وبلاگ توسط پرویز عبدالملکی کارشناس مدیریت آموزشی وکارشناس ارشد برنامه ریزی درسی وعلاقه مند به مسائل آموزش وپرورش نوشته می شود.